<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>حرف های مهران </title>
<link>http://mehranpro.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 21 Oct 2009 10:09:20 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>غیبت طولانی </title>
<link>http://mehranpro.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>سلام &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امیدوارم که همیشه خوب باشین&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوب خیلی وقت بود که خبری از وبلاگ نگرفته بودم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوست داشتم که یک برنامه میگذاشتم. اما نشد. یعنی خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرش رو میکردم وقت گیر بود. الان هم دارم از یه کافی نت می آپم. در نتیجه خیلی در دسترس نیستم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امیدوارم ک همیشه خوب باشین. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ممنون &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا حق&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 21 Oct 2009 10:09:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehranpro&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>mehranpro</dc:creator>
<guid>http://mehranpro.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برنامه گرافیکی برج های هانوی</title>
<link>http://mehranpro.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;سلام دوستان &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بالاخره این برنامه عیجیب غریب برج های هانوی تموم شد. این برنامه با اینکه دو روز وقت من رو گرفت اما برنامه خوبی شد. از تمام نکات مندسی نرم افزار  که بلد بودم در این برنامه کمک گرفتم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یکی از کارهایی که خیلی دوست دارم از اون استفاده بکنم و متاسفانه حتی برنامه نویس های حرفه ای هم در ایران کمتر از اون استفاده میکنن اعلان متغییر ها و توابع به صورت کامل و با اسم متغییر کامل بود. شاید هرگز نمیدونستم که این روش اینقدر مفیده.  از امروز در برنامه های خودم برای کامپایل برنامه های حتی کوچیک هم از اعلان درست متغییر ها استفاده میکنم.  یکی از مزایای این روش در بازخوانی برنامه هاست. یعنی وقتی که خود شما دوباره میخواین این برنامه رو بخونین و یا اینکه کس دیگه ای میخواد برنامه ی شما رو بخونه کمتر خودش رو درگیر اسم ها با معنای گنگ و یا بی معنی میکنه. گرچه کامپایلر ویژوال وقتی که کلیک راست روی هر متغییر میکنین در کلیپ بورد خودش یک option  داره که اسمش هست GO TO Definition  که از اسمش معلومه که چی کار میکنه. اما خیلی از اوقات آدم حوصله استفاده از این رو هم نداره. تازه اینکه همیشه کامپایلر همراه آدم نیست که آدم بتونه از این option  استفاده بکنه. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در ضمن اینکه در این برنامه توضیحات خیلی کاملی رو گذاشتم که در صورت تمایل میتونید به اون ها نگاهی بیندازید. اگر چه همین الان قسمت های مبهم برنامه رو برای شما هم شرح میدم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اولین قسمت مبهم برنامه ی خودم فکر میکنم  در استفاده از تابع findPlace  باشه. این تایع خیلی گنگ شد. خودم هم سعی کردم که هرچه بیشتر اون رو خوانا تر بکنم اما نمیشد. در قسمت اول این برنامه مقدار دهی متغییر های giveA , giveC , giveB  هست که  در این قسمت تایع از قسمت بالایی آرایه های A ,B ,C  شروع میکنه به شمردن و به سمت پایین میاد. در این برنامه من آرایه ها با حداکثر طول 16 استفاده کردم. چون حتی برای 16 تا هم کامپایلر من طول میکشید که کامپایل بکنه . برای آرایه ای با طول 15 کامپایلر حدود سی و دو هزار با باید شکل رسم کنه که اصلا هیچ کس حوصله خوندن این همه شکل رو نداره. یکی دیگه از دلایلی که از آرایه با طول 16 استفاده کردم اینه که چون این برنامه به صورت کنسول نوشته شده بیشتر از این مقادیر در پنجره cmd  اصلا نوشته نمی شه. چون برنامه های پنجره cmd   فقط با حدود 64 نویسه کار میکنن. اگر چه من از تابع Cosole::SetWindowSize  استفاده کردم تا بلکه این مقدار کمی افزایش پیدا بکنه. اما این رو هم در نظر گرفتم که بعضی ها همچنان با کامپایلر های قدیمی استفاده میکنن . حداقل من تابعی برای استفاده اون ها برای افزایش نویسه ها ندیدم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خوب همون طور که گفتم وقتی متغییر ها شروع به شمارش میکنن وقتی به مقدار برسن اون مقدار رو بر میگردونن. تابع findPlace  از همین مقادیر که در خود تابع به دست اومدن استفاده میکنه و مکان بعدی که در اون متغییر باید شکل رسم بشه رو پیدا میکنه. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یک نکته دیگه که خودم رو هم در طول برنامه اذیت کرد این بود که گاهی از native  و گاهی از  دات نت   استفاده کردم. مثلا در یکجا برای به صدا درآوردن بلندگوی کیس از دستور Beep و یک جا از دستور “\a” باعث میشه که کسی که برنامه رو میخونه گیج بشه. اگه خواستین بگین  تا این برنامه رو به صورت native  کنم و براتون بگذارم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برای دیدن فایل exe  این برنامه باید از دات نت فریم ورک استفاده بکنین. چون تحت دات نت نوشته شده.  کد برنامه رو هم در کنارش گذاشتم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خوب برای دانلود این برنامه از لینک زیر استفاده کنین. نظر رو هم فراموش نکنین. میخوام نظر شما رو در مورد برنامه ای که نوشتم بدونم . ممنون &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;A href=&quot;http://www.2shared.com/file/8180141/f1827681/HanoiProject.html&quot; target=_blank&gt;لینک دانلود برنامه برج های هانوی به زبان ++C&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موفق باشین. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 Oct 2009 15:45:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehranpro&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>mehranpro</dc:creator>
<guid>http://mehranpro.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مهران و سفر در پیش</title>
<link>http://mehranpro.blogfa.com/post-7.aspx</link>
<description>سلام &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوبین دوستان &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من خیلی سعی کردم که با ویژوال سی پلاس  برنامه گرافیکی برج های هانوی رو بنویسم. اما خیلی سخت تر از اون چیزیه که فکر میکردم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته بالاخره اخرشه یعنی تجربه بهم میگه که کم کم وقتشه که برنامه نوشته بشه. چون الگوریتم رو دراوردم و برنامه رو هم نوشتم. تنها چیزی که نیست اینه که یه ذره اختلال داره. اون هم از اعداده. نمیدونم که تا امروز به این بر خوردین که مثلا در برنامه نویسی حتی یک چیز ساده ای مثل حلقه ها هم کار نمیکنن. من الان دقیقا در همین وضعم. شاید باورتون نشه که یک حلقه نوشتم ولی کار نمیکنه که نمیکنه. هر چی از نظر تئوری بررسی میکنم درسته اما کامپایلر اینو نمیگه. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاید دلیل اصلی اون این باشه که سی پلاس یه زبون خیلی بد قلقیه.  من زبون بد دست مثل سی پلاس ندیدم. حتی همون gw baisc هم برای خودش اینقدر بددست نیست. البته این رو هم بگم که به همون نسبت که برنامه نویسی دراین زبون سخته به همون نسبت هم برنامه نویسی با این زبون مهمه.  جایی خوندم که حتی نسخه های اولیه ورد و اکسل رو هم با سی پلاس نوشتن. حتی وقتی داشتم که سورس کد نسخه ویندوز رو میخوندم فهمیدم که با سی پلاس نوشته شده. (حداقل میشه گفت که اون تیکه کدی که من میخوندم با سی پلاس نوشته شده بود.)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امیدوارم که موفق باشین. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا حق&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 Oct 2009 01:45:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehranpro&amp;postid=7</comments>
<dc:creator>mehranpro</dc:creator>
<guid>http://mehranpro.blogfa.com/post-7.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مهران به دنبال راه حل های پیچیده؟ </title>
<link>http://mehranpro.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>سلام&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز به یه مساله کلاسیک بر خوردم. میخوام که درست این برنامه رو برای شما بنویسم. منظورم از درست اینه که در محیط داس شکل گرافیکی داشته باشه.  حالا نه مثل بازی رزیندت اویل اما حداقل یه شکلی داشته باشه که اینقدر این مساله سنتی رو مبهم نکنه.  من که فکر میکنم که این مساله رو بیش از حد مبهمش کردن. شاید هم در بیان این مساله خوب بیان نشده. شاید هم هوش من خوب نیست که خوب نمیفهمم.  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به هر حال هر چیزی که هست هر کسی که در مورد این  مساله فکر کرده باید به این مساله هم رسیده که ممکنه خودش رو یه ذره بپیچونه . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوب ببینم که میتونم برای شما چی کار کنم. البته این رو بگم که یکی از دوستان از من خواهش کرده که در مورد مساله برج های هانوی براش برنامه بنویسم. من هم همین برنامه رو با الگوریتمش براتون میگذارم. در مورد جزییات این برنامه و کامپایلر و سایر مطالب هم بعدا با هم حرف خواهیم زد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;موفق باشین. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا حق &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 30 Sep 2009 23:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehranpro&amp;postid=6</comments>
<dc:creator>mehranpro</dc:creator>
<guid>http://mehranpro.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برنامه نویسی با کامپایلر های جدید</title>
<link>http://mehranpro.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>سلام.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز با یک کامپایلر جدید شروع کردم  به نوشتن برنامه . با اینکه محیط ویژوا استدیو رو خیلی دوست دارم اما این محیط هم برای خیلی از کتاب ها کار نمیکنه. امروز در راستای اون هدف عجیبی که در  موردش با شما تا الان حرف زدم اصلا فعالیت نکردم.  باید بیشتر تمرکز خود م رو روی کارم عجین بکنم. من نمیخوام  که کم بیارم. باید کلی در این مورد صبر هم بکنم. البته که سخته ولی نتیجه زیادی برای من خواهد داشت. من امروز پیش یکی از دوستان قدیم خودم رفتم و با اون در مورد گذشته کلی حرف زدیم. من گذشته خودم رو دوست دارم . البته فقط اون تیکه هاییش رو که با اون دوست خودم بودم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خیلی خوابم میاد. امیدوارم که برقرار باشین و سبز. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا حق&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Sep 2009 21:59:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehranpro&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>mehranpro</dc:creator>
<guid>http://mehranpro.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برنامه های عجیب من </title>
<link>http://mehranpro.blogfa.com/post-4.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;سلام &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امیدوارم که خوب  باشین. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امروز در راستای اون کار عجیب برای خودم خیلی کار ها کردم. دوباره برگشتم به گذشته. من نمیدونم که چرا اینقدر گذشته برای من ساده شده. یعنی نمیدونم که کارهایی که در گذشته خیلی ساده میکردم الان چرا اینقدر ساده برای  من انجام میگیره. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امروز یک کار بزرگ دیگه هم کردم و اون این بود که برنامه ی نوشته شده خودم رو که با هزار زحمت جور کرده بودم تمومش کردم. در طول نوشتن این برنامه خیلی چیز ها از c++ یاد گرفتم  که برای من واقعا جای خوبی بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;میخواستم که برای شما برنامه رو بگذارم تا حال کنید. اما بعدا دیدم که خیلی چیز آموزشی برای شما نداره . در ضمن اینکه تا خودم در مورد سورس اون حرف نزنم نمیتونیم نتیجه گیری کنیم که شما چیزی یاد میگیرید. در نتیجه کار خودم رو بی نتیجه ارزیابی کردم و بی خیال شدم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امروز بازی دراکولا رو در پلی استیشن 1 بازی کردم.  خیلی وقته که میخوام این بازی رو تموم کنم اما نمیشه. اما امروز جدی شروع کردم به تموم کردن این بازی. من این بازی رو خیلی وقت پیش سری 1 اون رو تموم کردم. خیلی دوست داشتم که ببینم که در سری 2 اون چه اتفاقی میافته. برای همین هم دوباره دستگاه خودم رو علم کردم تا بالاخره آخرش رو ببینم. اصولا از من از بازی های فکری خیلی خوشم میاد. برای همین دنبال اینجور بازی ها هستم . البته جدیدا از بازی های فرم ماشینی هم خوشم اومده که  و سراغ اینجور بازی ها هم میرم. چند روز پیش هم اویل 5 اومد. اونرو خریدم و رو سیستم خودم نصب کردم. اما هنوز فرصت نشده که اونرو جدی شروع کنم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سعی میکنم که اونرو هم تموم کنم. اما با توجه به برنامه ای که برای خودم دارم فکر نمیکنم که بتونم تا سال آینده این بازی رو تموم بکنم. اگه تو شهر خودم بودم و یا همین کامپیوتری که الان زیر دستمه زیر دستم بود اون موقع یه فکری هم برای تموم کردن اون میکردم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خوب دیگه بسه. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من باید برم سراغ c++ ببنم که بالاخره این اقای هورتن چی میگه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موفق باشین. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یا حق&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Sep 2009 00:01:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehranpro&amp;postid=4</comments>
<dc:creator>mehranpro</dc:creator>
<guid>http://mehranpro.blogfa.com/post-4.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مهران و زندگی پراز دردسر</title>
<link>http://mehranpro.blogfa.com/post-3.aspx</link>
<description>سلام&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوبین.  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; از امروز دیگه من تایپیست نیستم. البته دانشجو هستم. یعنی کار نمیکنم. تصمیم بسیار عجیبی گرفتم که نمیگم که چیه. اما خیلی عجیبه.  تقریبا زده به کلم. اما میخوام  که حق خودم رو از دنیا بگیرم. &lt;BR&gt; کامپیوتر هم منتفی شده. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یعنی با خودم نمی برم. الان هم دارن تو طبقه پایین ما با صداهایی به سان صداهای قرون  ژولاسیک ژارکت نصب میکنن. من نمیدونم که اینها پارکت نصب میکنن یا کوه دماوند. بیچاره فرهاد هم  وقتی می خواست بیست ستون رو  بکنه اینقدر سر و صدا نداشت که این بابا داره. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خلاصه اینم از تکلیف ما. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;موفق باشین. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا حق&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Sep 2009 15:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehranpro&amp;postid=3</comments>
<dc:creator>mehranpro</dc:creator>
<guid>http://mehranpro.blogfa.com/post-3.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مهران و  برنامه نویسی</title>
<link>http://mehranpro.blogfa.com/post-2.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;سلام &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امیدوارم که خوب باشین. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خیلی کار دارم و چون خیلی کار دارم اومدم اینترنت و شروع کردم به آپیدن. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دوباره برگشتم به همون زبون برنامه نویسی مورد علاقه خودم. واقعا سی پلاس زبون سختیه.  اما خیلی دوستش دارم. البته هر کاری که با دات نت دارم رو با سی شارپ انجام میدم. امروز شروع کردم به خوندن html  . یکی از دلایلی که به سمت این زبون اومدم اینه که  خیلی دوست دارم در مورد صفحات وب بدونم.  البته اگه وقت میکردم برای نرم افزار فلش هم تلاش می کردم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; من خیلی دوست دارم که در این مورد اطلاعات بیشتری رو کسب کنم . اما مثل اینکه نمیشه.  چون  باید به درسم هم برسم. این ترم خیلی کار سنگینی دارم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کامپیوتر من هم خیلی عجیب شده . هر دو ساعت یکبار خاموش میکنه. باید برم ببینم که چشه. اما اصلا وقت نمیکنم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ممنون از حضور شما&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یا حق&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Sep 2009 21:09:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehranpro&amp;postid=2</comments>
<dc:creator>mehranpro</dc:creator>
<guid>http://mehranpro.blogfa.com/post-2.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مهران و دروغ های بزرگ</title>
<link>http://mehranpro.blogfa.com/post-1.aspx</link>
<description>سلام &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوبین&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اسم من مهرانه  . من دروغ گوی بزرگی هستم. البته در عین حال دروغ گوی بی درد سری هستم. چون هیچ موقع به دیگران دروغ نمی گم. من همیشه به خودم دروغ  میگم. در مورد همه چی به خودم دروغ میگم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همین چند وقت پیش یکی از بزرگ ترین دروغ های خودم در اومد. تازه فهمدیدم که چه قدر بده که آدم  به خودش دروغ بگه. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از گذشت دو سه هفته از اون واقعه هنوز هم از دروغی که هفت سال به خودم گفتم در تعجبم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اصلا شما به من بگین که  مگه میشه یه آدم به خودش هفت سال دروغ بگه. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من عاشق برنامه نویسی ام. کارم هم فعلا تایپه. اما حقیقتش رو بخواین دانشجوام. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کلی کار ریخته سرم که نمی دونم که چه جوری تمومش کنم. یه کتاب کامل رو باید امروز بزنم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دارم قعلا با جاوا برنامه می نویسم. من جاوا رو خیلی دست دارم. اما یه بدی داره. من مجیط دات نت رو هم خیلی دوست دارم. جاوا اصلاhelp جامعی نداره. و این منو خیلی اذیت میکنه. چون من اصلا خوب نمیتونم که حفظ کنم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته من قبلا برنامه نویس ++C  بودم  و خیلی هم دوست داشتم که با همین زبون ادامه بدم.  اما نمی شد که همینجوری با همین زبون ادامه بدم. چون اصلا با  IDE کاری نداشت. من هم ولش کردم. البته الان که فکر میکنم میبینم که خیل اشتباه کردم. چون IDE اصلا چیز مهمی نیست. برای همین هم علاقه مندم که دوباره برگردم به همون زبون خودم با برنامه نویسی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوب من دیگه باید برم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;موفق باشین &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Sep 2009 08:45:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehranpro&amp;postid=1</comments>
<dc:creator>mehranpro</dc:creator>
<guid>http://mehranpro.blogfa.com/post-1.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
